اگر بر لب دیگر بزنی بوسه

23 09 2008

زمان بعد از ظهر یک روز تابستان

مسیر: جاده آبعلی نرسیده به جاجرود

اتومبیل مسیر پر پیچ و خم جاده به سمت جاجرود را از میون تپه های خاکی با سرعت طی می کنه

کارتهای تلفن رنگاورنگ اینجا و آنجا روی داشبورد چوبی. عکس هنرپیشه های زن و چند عد سگ و گربه و کلی نوشته خیلی ریز به زبون ژاپونی.

صدای آواز از یک نوار قدیمی که از ضبطی کهنه به گوش می رسد: اگر بر لب دیگر بزنی بوسه حرام است …

راننده: « تو این دوره زمونه بدترین کار اینه که سر و کارت بیفته به دادگستری. گیرم شکایت کردی و حکم جلب هم گرفتی. قاضی می گه اگه ملکی دارائی چیزی داره ، بیا معرفی کن که حراجش کنیم. یارو هم می گه ندارم میرم زندان … من زندون رفته م. بیشتر اونائی که میرن زندون آدمای بدبختین که چاره دیگه ای ندارن. به قول بچه ها کلاهبردار واقعی همیشه یه قدم جلوتر از پلیسه. آره! آدم اگه یه کم زرنگ باشه هیچوقت زندان نمیره. اما اگه کم بیاری کلات پس معرکه ست. زندون از بعضی لحاظا اونقدرام جای بدی نیس. جای گرم، تلویزیون، دوای ارزون. واسه خیلی بدبخت بیچاره ها زندون هتله ولی زندون جای من نبود.

یادمه تو بند بودیم، بلندگو اسم یکی از بچه ها رو صدا کرد که فلانی بیاد آزاده. گفتیم فلانی اسمتو خوندن برو! می گفت کجا برم تو این زمستونی. یه گله دوام مونده، بعد… رفته بود تو سطل آشغال خودشو قایم کرده بود. مامورا ریختن تو بند پیداش کردن. کشون کشون می بردنش بیچاره رو. »

کم کم از پیچ و خم جاده کم میشه و نمای دشت و تعدادی خونه خودشونو نشون میدن، ضبط هم آهنگش رو عوض می کنه: دیونه خاکت منم …


کارها

اطلاعات

دیدگاه‌تان را بنویسید: